ميرزا محمد حيدر دوغلات
508
تاريخ رشيدى ( فارسي )
ذكر توجه خان با غزات ساريغايغور و سبب بازگشت از آنجا اين زمستان به همان شرح مشروح در عين عشرت و كامرانى گذشت 576 و بهاران كه سلطان چاربالش گردون ، پاى در پايه حمل 577 مانده در تخت ثور قرار گرفت ، علمداران اشجار لشكر شقه شكوفه بيارق اوراق را برافراختند و در پاى اعلام اشجار لشكر سبزه آراسته شد و عساكر سحاب از قوس قزح تيرباران كردن گرفت و در برگ سه بركه قطرهء آب چون قبه سپر درخشيدن آغاز كرد و در سر هر سبزه قطر مطر ايستاده چون خود جلى مىنمود نسيم صباح و هواى مساهر لحظه صفآرايى مىكرد و بيارق اشجار و صفوف سبزه را در جلوه مىآورد از اين سبب در هر بدنى روحى و در هر دلى وحى و فتوحى پيدا مىشد ، نظم : نشسته گل ز غنچه در عمارى * به فرقش نارون در تاجدارى صبا جعد بنفشه تاب داده * گره از طره سنبل گشاده رفعت منزلت مجاهدان و علوشان غازيان به نص كتاب و سنت به نوعى محقق و مقرر گشته است كه در بيان احتياج بكلفت حجت و اقامت برهان نيست . إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا « 1 » ، 578 فلاجرم هميشه همت عالى نهمت « 2 » خان در تمشيت امر غزات مصروف مىبود و دايم امر غزات پيش نهاد خاطر خطير مىباشد و مطارحات در امر غزات با امرا رفت . « 3 » آخر مقرر چنان شد كه در ما بين ختن و خطاى جمعى از كفره مىباشد ساريغ ايغور نام ، به داعيه غزات ايشان متوجه شدند . از ياركند تاختن دوازده روزه راه است در اكثر منازل آبادانى و معمورى نيست . چون به ختن رسيده شد در مزاج شريف خان تغيير اعتدال پيدا شد . غزا كه ركنى از اركان اسلام بود و فرض كفايت ، خان به نفس نفيس خود مىخواست كه اين ركن اسلام را ( 238 پ ) برپاى دارد . 579 چون مزاج به اين امر يارى ننمود بعضى از امرا را به اين امر تعيين فرمود . فرض كفايت را از دست خود ادا ساخته مراجعت نمود . در تمام اين سفر چون صبح رسيدى كاسه
--> ( 1 ) . نگ : - و بهاران كه . . . سبيله صفّا . ( 2 ) . نگ : - عالى نهمت . ( 3 ) . نگ : - و مطارحات . . . رفت .